دانلودی

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان ارباب وبرده
 
داستان‌هایی در مورد ارباب برده – فحش و تحقیر و … – شهوانی
https://shahvani.com/…/داستان-هایی-در-مورد-ارباب-برده—فحش-و-ت…
Translate this page
May 26, 2015 – سلام و درود با توجه به اینکه داستان هایی با ماهیت ارباب برده – فمدام – تحقیر کلامی و اینگونه موضوعات کمتر مورد توجه میگیره٬ برای داستان های خودم بلاگی زدم که در صورت علاقه٬ خوشحال میشم بازدید کنید و نظرتون رو هم برام بنویسید بلاگ حقارت https://hegharat.wordpress.com/ امیدوارم مورد علاقمتون باشه داستان ها.
داستان ارباب و برده
https://shahvani.com/dastan/tag/ارباب%20و%20برده
Translate this page
نام داستان, بازدیدها. سعید هستم، برده‌ی مرتضی, 77541, 22, 2. لذت بردگی میسترس شقایق, 125232, 7, 2. پابوسی خاله, 195523, 4, 1. من یک برده ام, 77164, 5, 1. دوست دختری که تخمم رو گایید, 107422, 8, 1. برده ی المیرا شدم, 133812, 7, 0. سکس من و اربابم غفور, 146961, 6, 1. کامبیز یک ساعت برده ام شد, 76638, 3, 1. برده سحر و ناهید …
ارباب و برده – Instagram
https://www.instagram.com/p/BSx63gwFaEc/ – Translate this page
Apr 12, 2017 – من و میگی اصلا حالم خیلی خراب شد.چون هیچ وقت فکرشم نمیکردم یلدا با پسری دوست باشه و براش اینجوری باشه.خلاصه از همه چی داشت با علی آقا حرف میزد و میگفت و میخندید منم رسیدم به میز جلوش که وسایلشو برداشتم و مرتب کردم و شروع کردم به دستمال کشیدن. #داستان#ارباب#برده#جوراب#پا#اسلیو#فتیش#نوکر
بایگانی‌های برده/ارباب – داستان سکسی
dastanx18.com › Blog › برده/ارباب
Translate this page
نگار چهار دست و پا کنار پای محمد نشسته بود و به این فکر می کرد که چطور باید با این وضعیت لخت با حمید برادر محمد و کسی که واقعا دوستش داشت رو به رو شود. بی دی اس ام. عروسک محمد (قسمت اول) · chrisferin277 فوریه 9, 2018. خلاصه: محمد تصمیم میگیرد عروسک جدیدش را با برادرش تقسیم کند. نوشته‌های تازه. پسر خوب · گرسنه (قسمت …
داستان | عاشقان بردگی برای خدای خود یعنی ارباب هستی
https://bardemistresshasti.wordpress.com/2008/02/25/داستان/
Translate this page
Feb 25, 2008 – سلام.امروز مي خوام براتون داستان خودم و سگ كثيف و اشغالم را براتون تعريف كنم.من سارا هستم و 20 سال دارم و دانشجو هستم.من در يكي از روز هاي گرم تابستان براي قدم زدن به بيرون رفته بودم من به خاطر گرمي هوا صندل پام بود و پام با لاك هاي صورتي خودش مي درخشيد …
داستان میسترس سحر2 | عاشقان بردگی برای خدای خود یعنی ارباب هستی
https://bardemistresshasti.wordpress.com/…/داستان-میسترس-سحر2/
Translate this page
Mar 16, 2008 – داستان میسترس سحر2. سلام. خوب میسترس هستی افتخار ویرایش و دادن و اینم قسمت دوم داستان!!!! نظر یادتون نره!!! من رو مبل نشستم و پام رو گزاشتم زمين و گفتم يالا با اون زبون بي ارزشت پام و ليس بزن اونم شروع كرد ليس زدن منم ميخنديدم و ميگفتم اينقدر حال ميده بعد از اين همه كتك خوردن داري پام رو ليس ميزني يالا از …
رام کردن برده! | خفن – WordPress.com
https://xxxkhafanxxx.wordpress.com/2010/05/12/رام-کردن-برده/
Translate this page
May 12, 2010 – داستان از آنجا شروع شد كه برادرم عازم سفر شد و من را كه در آن زمان 15 ساله بودم به خانه دايي بزرگم فرستاد تا براي دو هفته آنجا باشم من كه از خوشحالي در پوست خودم …. بعد از اينكه به خانه رسيديم داداشم منو به اتاقش خواست و گفت از اين به بعد من ارباب تو هستم و تو در نقش برده من ظاهر خواهي شد در اين لحظه اومدم دهنمو به …
داستانهای فتیشی – صفحه 12 – حال و هول
halohul.com › انجمن › تالار سکسی › داستان و خاطره سکسی
Translate this page
Nov 16, 2014 – میخوردم بعد از یک ماه که بانو رفت دوباره من فقط برده زن عموم بودم و بعد چند روز قبل از این که عموم بیاد بهم گفت وقتایی که عموت نیست تو برده ی منی و ….. ارباب نگار بود . تا فهمیدم با عجله و البته چهار دست و پا به طرف در رفتم ؛ در رو باز کردم ، به پاهای سرورم افتادم ، اون ها رو بوسیدم و شروع کردم به پارس کردن .
حقارت – داستان ها و مطالبی پیرامون رابطه‌ی ارباب برده و علاقه به تحقیر شدن
https://hegharat.wordpress.com/
Translate this page
داستان ها و مطالبی پیرامون رابطه‌ی ارباب برده و علاقه به تحقیر شدن.
برده کوچولو: تقدیم به میسترس معصومه
bkoochooloo.blogspot.com/2007/02/blog-post_7424.html
Translate this page
Feb 27, 2007 – نميدونم شمايي كه اين داستان رو ميخونيد از اينكه توالت ميسترستون باشيد لذت ميبريد يا نه. ميسترس معصومه علاقه شديدي داشت كه تو دهن بردش بشاشه و از اون به عنوان توالت خودش استفاده كنه. بايد بگم ايشون ميسترسي بسيار زيبا ، باهوش و مقتدر هستند كه سرپيچي از دستوراتشون براي برده گرون تموم ميشه.

 







NS